آقا‌محمود در جلسه خواستگاری در

آقا‌محمود در جلسه خواستگاری درباره کار خود صحبت کردند که تعداد و مدت زمان ماموریت‌های ایشان زیاد است و خارج از کشور باید بروند و در ادامه گفتند که خیلی زیاد مسافرت می‌روم  و ممکن است روزی هم بر نگردم که ایشان منظورشان “شهادت” بود ولی کلمه شهادت را به زبان نیاوردند و در مورد کار خود صحبت‌های کردند و اینکه ممکن است این مسیر به شهادت ختم شود، که در جواب ایشان گفتم آسمانی شدن  ویژه آقایان نیست و خانم‌ها نیز می‌توانند آسمانی شوند و ایشان سکوت کردند
بعد از ازدواج متوجه شدم که با این جمله ایشان خیلی در تفکر فرو رفت و به انتخاب خود اطمینان بیشتری پیدا کرد
شهید برای خانواده خودشان تعریف کرده بود که این خانم جلوتر از من در راه شهادت است و مشکلی با این شیوه زندگی ندارم، منم به آقا محمود  گفتم خدا سرنوشت را مقدر می‌کند هر جا باشی این اتفاق می‌افتد و هزار کیلومتر آن طرف تر نیز سرنوشت در پی انسان است، همیشه می‌گفتم دوست دارم خدا شما را باشهادت از من بگیرد تا توان و تحمل مصیبت شما برایم کمتر شود

شهید محمودنریمانی

اضافه کردن نظر

دسته ها

    محبوب ترین

    بشترین دیدگاه ها