برگی از خاطرات

بابک عاشق امام رضا(ع) بود و هر سال آبان‌ ماه خانوادگی به پابوس حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) می‌ رفتند، ولی سال آخر بابک سوریه بود و نتوانست به مشهد برود؛ درست در شب شهادت امام رضا(ع) آسمانی شد…

بابک نمازش هیچگاه قضا نمی‌شد.
همیشه صبحِ زود از خواب بلند می‌شد؛ یکروز هم که تا ساعت ۱۰ صبح خواب مانده بود سراسیمه از خواب بلند شد و گفت من نباید عمرم را هدر دهم و این همه را صرف خواب کنم.

بابک همیشه در حال درس خواندن بود و حتی فوق‌لیسانس قبول شد و ثبت نام هم کرد اما گفت: رفتن به سوریه و دفاع از حریم آل الله واجب تر از رفتن به دانشگاه است؛ وقتی از آنجا آمدم ادامه تحصیل خواهم داد.

به نقل از خانم رقیه نوری، عمه بزرگوار شهید

شهید مدافع‌ حرم‌ بابک‌ نوری

اضافه کردن نظر

دسته ها

    محبوب ترین

    بشترین دیدگاه ها