سفره را جمع نکن، آمده‌ام، پشت

سفره را جمع نکن، آمده‌ام، پشت درم
من همان بی‌سر و سامان شده‌ی خون جگرم

با تو مأنوس شدم، خوب رفیقی هستی
چقدر حرف زدم با تو ز شب تا سحرم

دست مردم همه پُر، دست من اما خالیست
کاسه‌ام را به کجا غیر همین در ببرم

بعد از این دست تو باشد دل و چشمم یارب
نکند باز بیفتد به گناهان نظرم

شب آخر نکند قهر کنی، می‌میرم
وای اگر دست نوازش نکشی روی سرم

وداع با ماه مبارک رمضان
الهی العفو

اضافه کردن نظر

دسته ها

    محبوب ترین

    بشترین دیدگاه ها