طراحی سایت Vip
فلبوتومی
خشکشویی
تصفیه آب
اجاره تجهیزات نمایشگاهی

روزی مشغول فوتبال بودیم که ناگ

روزی مشغول فوتبال بودیم که ناگهان یکی از اعضای تیم حریف ناخواسته سنگی روی پای احمد انداخت، بااینکه عمدی نبود معذرت‌خواهی نکرد و چهره حق به جانب گرفت و طلبکار شد، احمد نزدیک آن جوان شد و گفت اگر از من اشتباهی سرزده مرا ببخش من که حسابی از کار احمد متعجب شده بودم به او اعتراض کردم، احمد به من نگاهی کرد و گفت این برادر من است و یک روزی می‌رسد که همه ی ما زیر یک پرچم قرار میگیریم و آن روز به خاطر این اختلاف بیهوده چه جوابی به امام زمان (عج) بدهم؟ بعد حدیث امام علی را گفت که می فرماید بدترین توشه برای آخرت، ستم بر بندگان خداست

شهید احمد مشلب

قسمتےاز کتاب”ملاقات‌درملکوت”

اضافه کردن نظر

محبوب ترین

بشترین دیدگاه ها