مهدی در وصیت نامهاش نوشته بود رسیـدن به سن سیسال برایـم ننگ است، آخرین بار ڪه از سوریه برگشت با هم رفتیم مشهـد، بعد از زیارت دیدم مهدی ڪنار سقاخونه ایستاده میخنده، ازش پرسیدم چیـه مادر چرا می خنـدی؟ گفت مادر، امضای شهادتم رو امروز از امام رضا (ع) گرفتم، بهش گفتم اگه تو شهید بشی من دیگه ڪسی رو ندارم، مهدی دستش رو به آسمون ڪرد و گفت مادر، خدا هست
شهید مهدی صابری












اضافه کردن نظر