تکیه داده ام به دیوار صحن و غرق دیدن گنبد نورانی ات شدم

تكيه داده ام به ديوار صحن و غرق ديدن گنبد نورانی ات شدم

تکیه داده ام به دیوار صحن و غرق دیدن گنبد نورانی ات شدم

دلم میخواهد زمان در همین لحظه بایستد

دلم میخواهد روز ها و شب های زیادی بیایند و بروند و من همچنان در همین نقطه باشم

دلم میخواهد دنیا در همین صحن خلاصه شود

هر چه نگاهت میکنم سیر نمی شوم

هزار بار اگر بیایم باز موقع رفتن فقط میخواهم که زودتر برگردم

هر بار که می روم دلتنگ تر می شوم و هر بار که بر می گردم مشتاق ترم

به من بگو چه سرّی در این حرم نهفته که هیچ زائری بعد یک بار زیارتت

دیگر نمیتواند از این بارگاه دل بکند تکیه داده ام به دیوار صحن و تو چقدر دیدنی هستی…

نگران حرف مردم نباش

کاش میشد دل من تنگ نبود

اضافه کردن نظر

دسته ها

    محبوب ترین

    بشترین دیدگاه ها