کاش میشد دل من تنگ نبود

کاش میشد دل من تنگ نبود

کاش میشد دل من تنگ نبود
کاش من با خودم در جنگ نبود
کاش میشد گریه را تهدید کرد
قوس یک لبخند را تمدید کرد
کاش میشد درد ها را قاب کرد
انتهای دره ها پرتاب کرد
کاش میشد رفت از این زندگی
عشق یعنی تا ابد افسردگی
کاش میشد خنده پایانی نداشت
درد و دل کردن پشیمانی نداشت
کاش میشد فرصتِ تکرار بود
خنده هایم یک به یک اجبار بود
کاش میشد دل شکستن جرم بود
یا مسیر عاشقی خوش فرم بود
کاش میشد آینه احساس داشت
دل شکست، ای کاش یک زاپاس داشت
کاش میشد شعر من جان میگرفت
این سکوت محض پایان میگرفت

وحید عیسوی

وصیت_نامه شهید اسماعیل دقایقی

اضافه کردن نظر

دسته ها

    محبوب ترین

    بشترین دیدگاه ها