سیـــره شهـــداحسین برا

سیـــره شهـــدا

حسین برای ما دو بخش داشت
یک ‌بخش ‌جدی و جهادی و یک بخش شوخ و رفاقتی این دو بخش ‌باهم ڪاملا متفاوت بود فـرمانده‌های حاج‌حسین می‌گـفتند هیـچ‌وقت اهل شوخی درڪار نبود و همیشه در پاسخ به هرسوالی ڪوتاه‌ترین جواب را می‌داد
اما همان‌ شخصیت هم‌ درمحله و میان دوسـتانش‌ به شـدت ‌شـوخ‌ طبع بود خاصیت شوخی‌هایش ‌این بود ڪه ‌هیچ‌کس ناراحت نمی‌کرد به ‌این فکرکنید که ما یک حسین را از دست داده‌ایم و دیگر حالی نداریم اما حسین خیلی‌ها را از دست داده بود، ولی‌نشاطش را حفظ میکرد , همین روحیه باعث شده بود آدم ‌تاثیرگذاری باشد یادم می‌آید می‌گفتم فلانی با پدر و مادرش بد برخورد می‌ڪند حسین سریع طرح رفاقت می‌ریخت و یک جوری در دوستی ‌خوب بود که طرف نمی‌توانست از حسین جدا شود در این دوستی خیلی چیزها برای طرف مقابل تغییر می‌کرد شیوه‌اش این بود که ‌می‌گفت
فلانی بدی ‌های من را بمن بگو طرف مقابل هم گاهی می‌گفت تو هم بیا بدی های ‌من را بگو و کم‌کم در این رفاقت ایرادات را می‌گفتند
در دوستی واقعا مهربان بود »

شهیدحسین معزغلامی

اضافه کردن نظر

دسته ها

    محبوب ترین

    بشترین دیدگاه ها