طراحی سایت Vip
فلبوتومی
خشکشویی
تصفیه آب
اجاره تجهیزات نمایشگاهی

ايشان پاسدار بودند و من چون پاسداران را دوست داشتم و او فردى با ايمان بود، جواب مثبت دادم، در روز تولّد امام حسين (ع) عقد كرديم، ايشان به من گفتند اشكالى ندارد كه من با لباس سپاه سر سفره‏ ى عقد بنشينم، گفتم من افتخار مى‏‌كنم
به نماز مقيّد بود، در سر سفره عقد از من پرسيدند آيا نمازتان را خوانده ‌ايد؟ تا صداى اذان را مى‏‌شنيدند، بلند می‌شدند، وضو می‌گرفتند و نمازشان را می‌‏خواندند، به من هم می‌گفتند شما بياييد نمازتان را بخوانيد بعد از مراسم عقد، اوّلين جايى كه رفتيم حرم مطهّر امام رضا (ع) بود
به خانواده‌هاى شهدا احترام مى‏‌گذاشت، می‌گفت در حضور خانواده‏‌هاى شهدا نخنديد، چون آن ‏ها ناراحت مى‏‌شوند، اگر فرزند شهيدى را مى‏‌ديد در آغوش مى‌‏كشيد و بسيار گريه مى‌‏كرد

شهیدعلے‌اکبرحسین‌پوربرزشی

اضافه کردن نظر

محبوب ترین

بشترین دیدگاه ها