سئو
برزگران
تبلیغات
طراحی سایت
فلبوتومی

دلتنگ نجــفـــــ ذره

دلتنگ نجــفـــــ

ذره ای خاکِ درِ صحن تو را تا دیدم
بر سر ارزش صد دِرهم و دینار زدم

کیمیایی ست همین تربت اعلای نجف
من به امید شفا بر تن بیمار زدم

بوی صحن نجفت آمد و سرمست شدم
آنقدر مست که هی طعنه به هُشیار زدم

سائلت آمده در باز کن ای آقا جان
دستِ من زخم شد از بس که به تکرار زدم

مال دنیا به کناری نجفت را تو بده
حرمی که به هوایش همه شب زار زدم ،

اضافه کردن نظر

دسته ها

    محبوب ترین

    بشترین دیدگاه ها